پیشینه پژوهش و چارچوب نظری با موضوع تاثیر تفاوت هاي جنسیتي بر میزان اضطراب اجتماعي در نوجوانا

مطالب دیگر:
🔍پاورپوینت فرایند زوج درمانی بوئن🔍پاورپوینت هوش هیجانی🔍پاورپوينت آشنایی با اصول پيشگیری و تشخیص زودرس سرطان🔍پاورپوینت آشنایی با الگوهای رفتاری حضرت زهرا🔍پاورپوینت آشنایی با انواع اسراف و نکوهش آن در قرآن🔍پاورپوينت آشنایی با انواع مدرسه🔍پاورپوینت آشنایی با احکام آبها🔍پاورپوینت آشنایی با آداب و سبک زندگی اسلامی🔍پاورپوینت آشنایی با آسیب شناسی جوانان🔍پاورپوینت آشنایی با آسیب های اجتماعی با تاکید بر شبکه های اجتماعی🔍پاورپوینت روش های بهینه سازی استخراج سنگ🔍پاورپوینت سبک تربیتی مناسب و جایگاه روانشناختی والدین در فرزندپروری🔍پاورپوینت آشنایی با برنامه نویسی پویا🔍پاورپوینت آشنایی بهانه های قوم بنی اسرائیل در قرآن🔍پاورپوینت طراحی کلی مجموعه اسلایدها🔍پاورپوینت مهمترین دلایل خطاهای پزشکی🔍پاورپوینت کتاب و درس اهداف تربیت‌ بدنی و ورزش در مدارس‌🔍پاورپوینت آشنایی با بهداشت روانی خانواده🔍پاورپوینت چگونگی اخذ تصمیم برای حل مسأله🔍پاورپوینت ویژگیهای عمومی بلاگ‌ سرویس ها🔍پاورپوینت مقاله درس و کتاب برنامه ریزی اقتصادی در تئوری و عمل🔍پاورپوینت خصوصیات یک طرح کسب و کار🔍پاورپوینت آشنایی با بیماری ایدز🔍پاورپوینت آسیب شناسى منطق لذت در مورد نماز🔍پاورپوینت سرعت توسعه نیرو و قدرت
فرمت فایل: word تعداد صفحات: 78 عنوان صفحه فصل اول : مقدمه2 » ويژگيهاي اشخاص مبتلا به اضطرابهاي اجتماعي«6 » توضيح اضطراب اجتماعي«10 اضطراب و فشار رواني17 اجزاي اضطراب:19 الف: جنبه فيزيولوژيكي19 ب: جنبه شناختي19 بروز اضطراب20 پ|خرید آنلاین فایل|اِکس ایی|30018123|xen
در این صفحه از وب سایت برتر با شما هستیم با پیشینه پژوهش و چارچوب نظری با موضوع تاثیر تفاوت هاي جنسیتي بر میزان اضطراب اجتماعي در نوجوانا

فرمت فایل: word



تعداد صفحات: 78





عنوان صفحه



فصل اول :



مقدمه2



» ويژگيهاي اشخاص مبتلا به اضطرابهاي اجتماعي«6



» توضيح اضطراب اجتماعي«10



اضطراب و فشار رواني17



اجزاي اضطراب:19



الف: جنبه فيزيولوژيكي19



ب: جنبه شناختي19



بروز اضطراب20



پيامدهاي اضطراب21



انواع اضطراب22



اضطراب موقعيتي23



اضطراب خصيصه‌اي23



موقعيتهاي برانگيزنده اضطراب24



اندازه‌گيري اضطراب26



اضطراب امتحان27



مقياس29



كاهش اضطراب30



رفتاردرماني32



درمان شناختي – رفتاري33



بحران اضطراب در نوجواني35



ديدگاههاي نظري دربارة روانشناختي اضطراب37



زيگموند فرويد:38



ملاني‌كلاين:40



آنافرويد:42



حساسيت مفرط44



هارتمن، كريس‌ولومن‌شتاين45



رنه‌اشپيتز47



هري استاك ساليوان48



جان بالبي49



نظريه‌هاي اضطراب52



اضطراب به عنوان يك تعارض ناهشيار52



اضطراب بعنوان پاسخ آموخته شده53



اضطراب در معناي نداشتن كنترل56



كنار آمدن با اضطراب57



مكانيسم‌هاي دفاعي59



اضطراب طبيعي و اضطراب بيمارگونه62



اضطراب طبيعي63



اختلالات اضطرابي DSM III R64



حالت اضطراب65



اضطراب و يادگيري67



علتهاي رايج اضطراب70



آشوب و اضطراب نوجواني (Adolescent Turmoil) :71



سبب‌شناسي72



نظريه‌هاي رفتاري76



نظريه‌هاي وجودي77



نظريه‌هاي زيست‌شناختي78









همانطور كه قبلاً گفتيم اضطراب دو جنبه دارد: يكي جنبة فيزيولوژيكي و



ديگري جنبة شناختي. اين دو جنبه چنان با هم ارتباط دارند كه اگر دارويي تجويز شود كه ميزان ضربان قلب را افزايش دهد ، فرد احساس اضطراب خواهد كرد و برعكس اگر باعث شويم كه فردي مضطرب شود( مثلاً با نشان دادن يك فيلم ترسناك) ميزان ضربان قلبش افزايش خواهد يافت. بنابراين روش درماني كه براي كاهش اضطراب درنظر گرفته مي‌شود مي‌تواند از طريق تأثير بر هر يك از جنبه‌هاي فيزيولوژيكي يا شناختي و يا تأثير بر هر دوي آنها بگذارد.



براي درمان اضطراب با تكيه بر جنبه فيزيولوژيكي آن دو روش وجود دارد: يكي از اين روشها براي كاهش اضطراب تجويز دارو است. روش ديگر اين است كه به فرد مضطرب شيوه آرام بخش عميق عضلاني را بياموزيم. هردوي اين روشها اين ايراد را دارند كه تنها تا زماني كه به كار گرفته مي‌شود مي‌توانند اضطراب را كاهش دهند و به محض آن كه فرد مصرف دارو و يا تمرين آرام‌بخشي عضلاني را متوقف سازد ، اضطراب دوباره بازمي‌گردد آنچه كه مورد نياز است روشي است كه اضطراب را تا سطح قابل تحمل و تسهيل‌كننده امور و فعاليتها كاهش داده و بتواند اين سطح را پس از ختم درمان نيز حفظ كند.



رفتاردرماني



رفتاردرماني بعنوان روشي درماني براي اضطراب در قالب حساسيت‌زدايي منظم است. (ولپي 1958 1982) در اين روش به مراجع ، آرام‌بخشي عضلاني آموزش داده مي‌شود و سپس بتدريج تصورهاي ذهني اضطراب برانگيز از حالت كم تا زياد در حالي كه مراجع در حالت آزمايش قرار دارد ارائه مي‌گردد. اصول اساسي اين روش از شرطي شدن كلاسيك ، يعني همراه كردن محرك اضطراب برانگيز با سطح آرام‌بخش عضلاني كه متضاد با اضطراب است اقتباس شده است . در واقع حساسيت‌زدايي منظم با استفاده از هدف‌ قراردادن جنبه‌هاي فيزيولوژيكي و شناختي در پي كاهش اضطراب است گرچه مورد دوم از اهميت كمتري برخوردار است.





درمان شناختي – رفتاري



رفتار درمانگران سرانجام به تأكيد بيشتر بر جنبة شناختي و تأكيد كمتر بر جنبة فيزيولوژيكي اضطراب با استفاده از ابداع يك رويكرد بنام درمان شناختي – رفتاري دست يافتند( ميشنبام 1977 ، ميشنبام و همكاران 1989).



آنهايي كه اين روش درمان را ابداع كردند عقيده دارند كه اگر تجربة اضطراب



به ارزيابي شناختي فرد از يك موقعيت تهديدكننده بستگي داشته باشد، فرد بايد بتواند از طريق تغيير ارزيابي شناختي خود، بطوريكه موقعيت ديگر يك وضعيت تهديد كننده مطرح نباشد اضطراب خود را كاهش داده و يا حتي از آن جلوگيري كند. چندين روش براي انجام اين كار وجود دارد: يكي از روشها كه بنام بازسازي شناختي ناميده مي‌شود، به مراجع ياد داده مي‌شود كه خود اظهاري مثبت را جايگزين خود اظهاري منفي دارد. مثلاً‌ به جاي اينكه بگويد: من‌ هرگز شوهر ديگري پيدا نخواهم كرد. بگويد: من قبلاً‌ اين كار را كرده‌ام و مي‌توانم دوباره آن را انجام دهم. روش ديگر درمان مسأله گشايي نام دارد. در اين روش مهارتهاي لازم را براي مواجه شدن با موقعيتهاي اضطراب برانگيزنده مراجع ياد داده مي‌شود. سومين روش بنام آموزش مايه‌كوبي(تلقيح) فشار رواني ناميده مي‌شود. اين روش مراجع را آماده ميسازد تا گام به گام با عامل تهديد كنندة فزاينده مقابله كند. با اين حال يك روش ديگري به نام درمان عقلاني – هيجاني وجود دارد كه در اين روش سعي مي‌شود مفاهيم و تصورهاي غيرمنطقي نظير » من تمام كارها را بايد بطور كامل انجام دهم« كه منجر به يأس و نااميدي ميشود با عقايد منطقي نظير هيچ كس كامل نيست جايگزين شود.



كارايي اين روشها بسته به متغيرهايي نظير مهارت درمانگر، انگيزش، سن و تاريخچه زندگي مراجع، شدت اختلال مراجع، پيوند بين مراجع و درمانگر، و روش درمان، متفاوت است. هنوز موارد ناشناختة بسياري دربارة هر يك از اين متغيرها وجود دارد و تحقيق در مورد آنها ادامه دارد.





بحران اضطراب در نوجواني



بندرت اتفاق مي‌افتد كه در خلال فرايند نوجواني، بحرانهاي اضطرابي مشاهده نگردند گاهي اين اضطراب بطور ناگهاني و زماني بصورت تدريجي ظاهر ميشود گاهي فراگير است و زماني براحساس مبهم پراكنده‌اي محدود مي‌گردد گاهي هفته‌ها طول ميكشد و زماني بالعكس فقط در خلال چند ساعت پايان مي‌پذيرد. اما صرف نظر از چگونگي بروز، شدت و مدت آن، اضطراب يك احساس بنيادي است كه كمتر نوجواني به آن بيگانه است.



مسلماً‌ در بسياري از موارد ، بحران اضطراب محدود باقي مي‌ماند اما غالباً به منزلة دريچه‌اي به سازمان يافتگي مرضي است يا قبل از استقرار رفتارهاي نشانه‌اي دوام‌دار ظاهر ميگردد.



مي‌توان در خلال نوجواني به سه نوع رويداد اضطرابي اشاره كرد(مارسلي



1984)



• تحريك بدني پراكنده كه براساس تظاهرات بدني متعدد نمايان مي‌گردد.



• اضطراب رواني فراگير كه به وسيلة ترس مفرط رواني مشخص ميشود.



• اضطراب به منزلة (علامت محرك – نشانه) كه در آن »من« در مقابل يك خطر بالقوه اضطراب را برانگيزد( نظرية دوم فرويد دربارة اضطراب).



به هنگام بحران اضطراب يا بروز اضطرابهاي دوام‌دار، يعني حالتهايي كه با احساس خطر قريب‌الوقوعي كه واجد موضوع معيني نيست و با احساس از هم پاشيدگي و حتي واقعيت‌زدائي همراهند، نوجوان بي‌پناه و درمانده است و نمي‌تواند علتي براي اين حالت عاطفي خود بيابد اما وقتي اين وهله‌هاي اضطرابي تكرار مي‌شوند يا پابرجا مي‌مانند ، نوجوان در تبيين آنها كوشش مي‌كند، تبيين‌هايي كه غالباً بر ترسهايي كه در مورد وضعيت جسماني خوددار متمركزند.